فاحشه های ناگهانی…
سپتامبر 28, 2007
بده آن عطر که مشکین سازم 

گیسوان را و بریزم بر دوش؛
بده آن جامۀ تنگم که کَسان
تنگ گیرند مرا در آغوش.
بده آن جام که سرمست شوم؛
به سیه بختی خود خنده زنم
روی این چهرۀ ناشاد غمین
چهره یی شاد و فریبنده زنم.
وای از آن همنفس دیشب من
چه روانکاه و توانفرسا بود
لیک پرسید چو از من، گفتم
کس ندیدم که چنین زیبا بود
وان دگر همسر چندین شب پیش
- او همان بود که بیمارم کرد-
آنچه پرداخت، اگر صد می شد
درد زان بیشتر آزارم کرد.
پر کَسِ بیکَسَم و، زین یاران
غمگساری و هواخواهی نیست؛
لاف دلجویی بسیار زنند
لیک جز لحظۀ کوتاهی نیست.
نه مرا همسر و همبالینی
،که کشد دست وفا بر سر من
نه مرا کودکی و دلبندی
.که برد زنگ غم از خاطر من
***
آه این کیست که در می کوبد؟
!همسر امشب من می آید -
وای، ای غم، ز دلم دست بکش
.کاین زمان شادی او می باید
-لب من – ای لب نیرنگ فروش
بر غمم پرده یی از راز بکش؛
تا مرا چند درم بیش دهند
خنده کن، بوسه بزن، ناز بکش…
از سیمین بهبهانی
ده بار این شعر رو خوندم.صدبار خوندم.باز هم کم بود.باز هم باید بخونم.
واقعا …
زيبا بود
موفق باشند…
شعر زيبايي بود . زيباتر از آنكه فقط يك شعر باشد ! دردي بود كه حتي اگر زن هم نباشي احساسش مي كني !
قشنگ بود ولي اسمش مناسب نبود. فقط شرح حال فاحشهها نيست. خيلي از زنها كه با همسرشان هم زندگي ميكنند همين حس را دارند. موضوع خواسته شدن براي چيزي جز خود آدم است.
اولين كتابي كه از سيمين بهبهاني خوندم” آن مرد ، مرد هموراهم” بود، به همين اندازه حيرت انگيز!
علاقه زيادي به اينگونه اشعار دارم، بسيار زيبا و پرمحتوا بود، من هم گهگاهي توي وبلاگم چنين اشعاري فرار ميدم، خوشحال ميشم ببيني.
موفق و پايدار باشيد.
بسيار زيبا بود. هميشه مي گويند هيچ چيز بزرگتر از آن چيزي نيست كه به نظر مي رسد ولي اين درد بزرگتر از آن بود كه به نظر مي رسد………
[...] فكر ميكنيد سهم ما از اين مشكلات و معضلات اجتماعي چقدر است؟ گاهي بيشتر از آنچه كه فكر ميكنيم مقصر هستيم، مطلبي ديگر در رابطه با فقر و فحشا ببينيد [+] [...]
vahshatnake yani dard avare…..ey kash khodemoon be khodemoon komak mikardim,ey kash mishod kari kard!!!1
[...] فكر ميكنيد سهم ما از اين مشكلات و معضلات اجتماعي چقدر است؟ گاهي بيشتر از آنچه كه فكر ميكنيم مقصر هستيم، مطلبي ديگر در رابطه با فقر و فحشا ببينيد [+] [...]
salam ziba bod