اغماء

سپتامبر 30, 2007

ما در اغما هستیم.                                                                                                   

چه اغمایی از این بدتر و عمیق تر که عده ای خودشون رو عقل کل بدونند و این حق رو به خودشون بدن که برای ما خوب و بد تعیین کنند.

ما در اغماییم. مایی که خودمون توانایی درک صحیح رو از غلط نداریم.داریم؟ نه واقعا داریم؟

اگر داریم پس چطور یک عده به خودشون این جرات رو میدن که همانند انسانهای نادان با ما برخورد کنند!!

یادش بخیر یک استادی داشتم من  جناب دکتر باقری باور کنید سر یک کلاس 30 دقیقه با من دعوا کرد که چرا بجای گفتن این جمله که استاد من اشکال دارم  گفتی استاد من نمیفهمم چی میگی!!!

حرفش این بود که چرا به خودت احترام نمیگزاری اگر خودت به خودت احترام بگزاری دیگران مجبورند حرمت تورو نگه دارند.

حالا من نمیدونم من یا شما در حق این صداو سیما چه ظلم و جوری کردیم که به چشم نادون و عقب مونده ذهنی به ما نگاه میکنند.

اگر رسانه ملی در جهت فرهنگ سازی وبیداری اذهان حرکت نکنه و از انجام  اصلی ترین رساله خودش که همانا بیداری وهوشیاری مردم هست ناتوان باشه پس  رسانه ملی میخوایم چی کار؟(رسانه ملی سیخی چند!!!)

حاشیه نرم حتما در این ماه مبارک سریالهای شبانه رو از تماشاکردید  میدونید در مورد چه چیزی قصد صحبت دارم .البته قبلش باید این نکته رو متذکر بشم که پخش مسلس وار سریال ازساعت 7 شب تا حدود 11 شب که به طول می انجامه نمیتونه خیلی رویداد جالبی باشه.اگر قرار همه افراد خانواده میخکوب صدا و سیما بشند و سریالهای بعضا آبکی و البته بسیار کلیشه ای رو ببینن پس  زمان رفع مشکلات خانواده و تعامل فرزندان و پدر و مادر چی میشه؟

ای کاش حداقل حالا که این جعبه جادو مهم ترین عضو خانواده شده دوستان سیمایی به جای دادن افکار پوسیده و خرافاتی به ذهن مردم کمی به  سر و سامان بخشیدن مشکلات روحی و فرهنگی مردم میپرداختند.

برای نمونه این سریال اغما که به نوعی گل سر سبد سریالهای شبانه شده واقعا گاهی به  فاجعه نزدیک میشه.

اگر از قسمتهای اول این سریال همراه بودید حتما از چند و چون قضیه با خبرید. من فقط چندتا سوال دارم اگر آقایون جواب من رو بدند واقعا ممنون این همه زحمتشون میشم و نظرم در مورد اینکه سیروس مقدم آب گرفته تو سریالش تا بالاخره به یه جایی برسه  عوض میشه .

1-اطلاعات پزشکی و رفتارهای پزشکی که در این سریال به نمایش در آمده براساس کدام واقعیت بوده؟ قبلا در مورد این سریال و عجایب اون دکتر عزیز  مطلبی نوشتند. اما اون یکی از هزاران بود. من ندیدم تاحالا 3تا جراح و متخصص مغز با هم در یک شیفت کاری حضورداشته باشند و همشون هم بیکار فقط  چایی بخورند و غیبت کنند.یعنی دتر پژوهان مطب نداشت؟

2-تا اونجا که یادمه یک زمانی بود که هرکی صورتش رو 3 تیغه میکرد آدم بده بود و هرکی ریش داشت آدم خوبه اما نمیدونم ما دچار  چه تحول تاریخی شدیم که همه چیز در 2 سال گذشته عوض شده و در این 2 سال در سریالهای مذهبی ما  نقش آدم بده ریشو میشه و آدم خوبه سه تیغه!!!!! بابا والا به خدا ما خودمون رو جر دادیم تا بگیم خوبی و بدی به ظاهر نیست.

حالا چه فرقی میکنه ریش دار بد باشه یا بی ریش. اصل قضیه مورد داره من ننمیدونم تا کی میخوایم اهل ظاهر باشیم.آخه اینطوری که بدتر دین رو خراب میکنید.ای رسانه ملی تو مار انمو…..

3-ما یه سریال ندیدیم که توش نگن دوستیهای خیابونی جیزه بده. خوب بده آره. بده پس چی خویه؟ همیشه وقتی راهی رو از جلو پای ادم برمیدارند باید یک راه مناسب بجاش قرار بدن. خوب اگه این بده پس چی  خوبه؟ یعنی این کارگردانای ما و البته مشاورین مذهبی ما هیچ راه حل منتطقی ندارند تا جوونها به هم برسند؟                       

همه با هم یک صدا فریاد بزنید ازدواج فقط ازدواج سنتی.نه چک زدیم نه چونه عروس…..

4-قرار دادن نقش الیاس د رمقابل دکتر واقعا شاهکار هنریه.  من نمیخوام در مورد فیلنامه نویسی نظر بدم اما این حرکت کاملا غیر هنری بود و تنها باعث راحت شدن کارگردان ونویسنده شده چون  با این وجود هیچ نیازی به پیچیده تر کردن قضیه نیست و موضوع کاملا سر راست است انقدر کلیشه ای که ته داستان را میتوان حدس زد.  

اینجور موقع ها فرق بین یک فیلمنامه و آبدو خیار معلوم میشه ها.

نکنه سریال فرشته  که سال پیش پخش شد رو فراموش کردید!! یعنی این سریال یک کپی دیگر از روی همان داستان همیشگی و کلیشه ای خیر و شر نیست؟

به خدا با این داستانها و کارگردانی های ضعیف عمه جان ما هم هنرمند است.

در آخرچند تا لینک جالب در مورد این سریال پیدا کردم براتون میزارم.

اعتراض پرستاران به سریال «اغما»

گالری عکس سریال اغما

Advertisements

فاحشه های ناگهانی…

سپتامبر 28, 2007

بده آن عطر که مشکین سازم                                                  
گیسوان را و بریزم بر دوش؛
بده آن جامۀ تنگم که کَسان
تنگ گیرند مرا در آغوش.

بده آن جام که سرمست شوم؛
به سیه بختی خود خنده زنم
روی این چهرۀ ناشاد غمین
چهره یی شاد و فریبنده زنم.

وای از آن همنفس دیشب من
چه روانکاه و توانفرسا بود
لیک پرسید چو از من، گفتم
کس ندیدم که چنین زیبا بود

وان دگر همسر چندین شب پیش
– او همان بود که بیمارم کرد-
آنچه پرداخت، اگر صد می شد
درد زان بیشتر آزارم کرد.

پر کَسِ بیکَسَم و، زین یاران
غمگساری و هواخواهی نیست؛
لاف دلجویی بسیار زنند
لیک جز لحظۀ کوتاهی نیست.

نه مرا همسر و همبالینی
،که کشد دست وفا بر سر من
نه مرا کودکی و دلبندی
.که برد زنگ غم از خاطر من
***
آه این کیست که در می کوبد؟
!همسر امشب من می آید –
وای، ای غم، ز دلم دست بکش
.کاین زمان شادی او می باید

-لب من – ای لب نیرنگ فروش
بر غمم پرده یی از راز بکش؛
تا مرا چند درم بیش دهند
خنده کن، بوسه بزن، ناز بکش…

از سیمین بهبهانی

ده بار این شعر رو خوندم.صدبار خوندم.باز هم کم بود.باز هم باید بخونم.

واقعا …

یک فیلم ( The Pianist)

سپتامبر 21, 2007

                                                             

درود به روان شما دوستان.

قصد دارم در مورد فیلمی برایتان بنویسم که البته از انتشارش سالیانی میگذرد اما به دلیل تاثیر گزار بودن و داشتن صحنه های به یاد ماندنی  بد ندیدم در این مکان با یاد کردن از آن اگر دوستان هنوز مجال دیدن فیلم را نیافته اند  ساعتی به تماشای فیلم بنشینند که به نظر من از لحاظ چهارچوب فیلم شناسی  اثری قابل بحث است.

البته نیازی به گفتن نیست که این فیلم چند جایزه اسکار  را به خود اختصاص داده.

قبل از معرفی این فیلم به طور کامل  اجازه بدهید نظر شخصی خودم رو بگم.

به نظر من این فیلم صد در صد در مالکیت آژانس یهود و یک فیلم صد در صد هالیوودی است. من به شخصه قصد ندارم  قضیه هالوکاست رو به چالش بودن یا نبودن بکشانم بلکه قصدم این است که یاد آوری کنم  هدف اصلی تولید این فیلم تحت تاثیر قرار دادن عواطف بیننده در جهت مظلومیت قوم جهود است. البته جالب است بدونید کار گردان این فیلم رومن پولانسکی  در زمان اهدای جایزه اسکار به خاطر تجاوز به یک دختر بچه13 ساله در فرار بوده و به فرانسه گریخته که هنوز هم در آنجا به سر میبرد و حتی جایزه اسکارش هم با واسطه در فرانسه دریافت کرده.البته با بیان این مطلب قصد ندارم کار هنری این کارگردان رو زیر سوال ببرم اما  توجه به اخلاقیات و عدم توجه به این موضوع در کار این سینما گر میتوانسته تاثیر گزار بوده باشد.

در کنار این صحبت ها نباید از نقش آفرینی فوق العاده آدریان برودی در نقش پیانیست به اسارت گرفته شده توسط آلمان ها که نقش اول فیلم میباشد به سادگی گذشت.

معرفی فیلم:                                                                            

کارگردان رومن پولانسکی
تهیه‌کننده آلبرت س. رودی
نویسنده ولادیسلاو اشپیلمن (کتاب)
رونالد هاروود (فیلمنامه)
بازیگران آدریان برودی
توماس کرشمان
فرنک فینالی
مورین لیپمن
امیلیا فاکس
موسیقی ووچیچ کیلار
فیلمبرداری پاول ادلمن
تدوین Hervé de Luze
انتشار ۴ دسامبر، ۲۰۰۲ (آمریکا)
مدت ۱۵۰ دقیقه

خلاصه فیلم:

یک پیانیست یهودی که در رادیوی ملی مشغول کار است درگیر وقایع جنگ جهانی دوم میشود.او به همراه خانواده اش در یک اردوگاه مخصوص یهودیان به سر میبرد.پس از مدتی خانواده ی او به مکانی تبعید میشوند که مشخص میگردد که یک سفر بدون بازگشت است و قربانی واقعه ی هولوکاست میشوند.پیانیست با استفاده از نفوذ دوستانش از این سفر بر حذر میشود و از آنجا فرار میکند.در ادامه ی داستان او در یک خانه ی مخروبه و با گرسنگی شدید پنهان میشود.سپس او توسط یک افسر آلمانی شناسایی میشود.اما افسر فوق الذکر بعد از آگاهی از اینکه این فرد یک پیانیست حرفه ای است او را رها میکندو به او غذا و لباس میدهد.در انتهای فیلم افسر یاد شده پس از شکست آلمان نازی اسیر شده و پیانیست به شغل قدیمی خود یعنی کار در رادیوی ملی باز میگردد.

جوایز

  • جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای آدریان برودی
  • جایزه اسکار بهترین کارگردانی برای رومن پولانسکی
  • جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی برای رونالد هاروود
گزیده فیلم شناسی رومن پولانسکی
دو مرد و یک گنجینه ( 1958- Two Men and a Wardrobe )
وقتی فرشتگان سقوط می کنند ( 1959- When Angels Fall Down)
چاق و لاغر ( 1961- The Fat and the Lean )
چاقو در آب ( 1962- Knife in the Water )
زیبا ترین کلاه برداران دنیا ( 1963- The World’s Most Beautiful Swindlers )
تنفر ( 1965- Repulsion )
رقص خون آشام ها ( 1967- Dance of the Vampires )
بچه رزمری ( 1968 – Rosemary’s Baby )
مکبث ( 1971- Macbeth)
چی؟ (1972- What )
محله چینی ها ( 1974- Chinatown )
مستاجر ( 1976- The Tenant )
تس ( 1979- Tess )
دزدان دریایی ( 1986- Pirates)
دیوانه وار ( 1988- Frantic )
ماه تلخ ( 1992- Bitter Moon )
مرگ و دوشیزه ( 1994- Death and the Maiden)
دروازه نهم ( 1999- The Ninth Gate)
پیانیست ( 2002- The Pianist )
الیور توئیست ( 2005- Oliver Twist )

اگر قصد دارید از جزیات این فیلم بیشتر بدانید سری به دانشنامه ویکی به این آدرس بزنید

برای آشنایی بیشتر با کار گردان این فیلم رومن پولانسکی  سری به اینجا بزنید.

اگر هم یک نقد خوب میخواهید نقد  راجر ابرت منتقد و نویسنده معروف،در اینجا در دسترس است. 

در آخر جدا توصیه میکنم این فیلم رو ببینید که البته دیدنش رو برای اونهایی که دل نازک هستند و توان دیدن صحنه های دلخراش رو ندارن توصیه نمیکنم. ببینید و خود قضاوت کنید.

سپنتا مینو نگهدارتان.

مطلب را به بالاترین بفرستید:
<a target=»_blank»
href=»http://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;
url=/&title=»>
Balatarin