تقدیر

ژوئن 8, 2008

ما،بردگان اين قرن تبعيدی
بی هراس ازضرب شلاق های آويخته بر پيكر دشت،                                  
ساقه پير زمان را مي جويم

و بی خود تر از ما
ارباب،حلقه مفقود آفرينش
سرمست از این رقص روزانه
برلاشه پير شکارش، آواز جسارت میخواند

 تف ميشود هر روز، بر پیکرتقدير
يک مشت، افکار پست خلط آور.
ما بردگان اين قرن تبعيدی


تابوت مان بر پشت، تقديرمان دردست
ميخوانيم با هم بر مزار آشفته دشت
آواز سرزمين مادريمان

می خوانيم با هم
مرگ آزادی ماست

… 
 
 
 
 

 

 

 

 

 

 

 

Advertisements