برنامه 90 از امشب دوره تازش رو شروع میکنه.من هم خود عادل رو دوست دارم هم 90 رو.

 هیچ وقت درگیری های شجاعانه اش رو با فدراسیون و علی آبادی جیره خور فراموش نمیکنم.

دعواش با آخوندی رو فراموش نمیکنم.

سیاه کردن کفاشیان رو فراموش نمیکنم. تهدید شدنش رو فراموش نمیکنم.

اما عادل جان شرمنده sms نمیدم.ما قبلا ثابت کردیم تا کجا پای 90 ایستادیم اما با خیانتی که مخابرات در حق مردم کرد

به هیچ وجه پول به کیسه دولت نمیریزیم. عادل با تو هستیم.هر 2 شنبه. اما sms نمیدیم تا پول چماق دارای حکومت رو جور نکنیم.

لینک مطلب در بالاترین

http://balatarin.com/permlink/2009/9/20/1765285

لینک مطلب در دنباله

http://donbaleh.com/link/149463

Advertisements

1-1hasani2(1)واقعا افرین به بچه ها و کارکنان این روزنامه.خیلی مردین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این تصویر صفحه نخست روزنامه اعتماد است.در حالی این روزنامه تصویر حضور سبز ها را منتشر می کند که

حتی صدا و سیما از ترس بی آبرویی یک بازی فوتبال(بین اسقلال و استیل آذین) را پخش مستقیم نکرد.

دست شما درد نکند.

لینک عکس

http://www.etemaad.ir/Released/88-06-28/150.htm

نکته جالب دیگه به مسخره گرفتن ایرنا برای ذکر صد نفری سبزها در حمایت اصلاح طلبان و ذکرحمایت بیشمار برای آنهاست

لینک مطلب در بالاترین:

http://balatarin.com/permlink/2009/9/18/1762529

برنامه ای که در این دو روز سر و صدای زیاد ی به پا کرده بود و خیلی ها

بر این باور بودند که برنامه ای است هدفمند برای تاثیر بر حضور مردم در

راهپیمایی روز قدس .اگر پیش نمایش این برنامه در 2 روز پیش رو دیده باشید

این پیش نمایش با تصویر آقای خاتمی با آغوش باز شروع می شود.اما چیزی که

امروز نظر من رو به خودش جلب کرد تغیر این پیش نمایش و قرار دادن

عکس احمدی نژاد به جای آقای خاتمی  در شروع این برنامه بود.

انگار به مذاق آقایان خوش نیامده دستاورد هسته ای دولتشان با تصویر آقای خاتمی

شروع شود.

از این دست بی برنامه گی ها و دست پاچه شدن ها در این مملکت زیاد هست.

من ماندم که چقدر کوچک اند که با اینکارها به بزرگ شدن فکر می کنند.

توضیح:
عکس آقای خاتمی در ادامه این پیش نمایش قرار گرفته. اما از ابتدای آن بعد از پخش چندین باره این پیش نمایش حذف و تصویر احمدی قرار گرفته

لینک بالاترین:

http://balatarin.com/permlink/2009/9/16/1759399

آقای خامنه ای این که شما خود و تعدادی نزدیکان را  بر تر از همه مردم ایران می دانید

اینکه شما تفکر خود را  برتر از تفکر کل و خرد جمعی متفکرین ما می دانید

اینکه شما سرمایه های مادی و معنوی این کشور را در دست افرادی خاص

و به قصد انجام اموری خاص که تنها مد نظر و مورد پسند خود است قرار داده اید

یک تفکر فاشیستی بیش نیست.

من به شما و نزدیکانتان توصیه می کنم اگر فراموش کرده اید

 دلایل ایجاد فاشیسم در ایتالیاو همچنین تولد شوم نازیسم در آلمان

را بهتر است سری به تاریخ بزنید.

این تفکر خود کامگی و خود برتر بینی نه تنها در دین ما نا پسند و ترد شده است

که نمونه های مشابهی در جهان امروز دارد که بهتر میبینم یکبار دیگر

به عاقبت امثال هیتلر و موسولینی  توجه کنید.

هیچ کجای دنیا در دل سیاه تاریخ هیچ نمونه ای از این روش مورد پسند شما

یافت نکردم که راه به سر منزل مقصود رسیده باشد.

تا فرصت باقی است نزدیکان خود و دوستان خاصتان را ارشاد کنید.

 برای تحقیق بیشتر به این دو لینک در ویکیپدیا سر بزنید:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A7%D9%88%D9%84

لبینک مطلب به بالاترین:

http://balatarin.com/users/sepantaa/links/submitted

اگر حسین(ع) می دانست!

سپتامبر 14, 2009

سوالی که این روزها بار ها از خودم می پرسم و به شدت ذهنم را مشغول کرده

این است که اگر حسین (ع) که فرمودند عاشورا را به پا کردیم تا دین بجا بماند

می دیدند و می دانستند که روزی افرادی از شیعیان با فریاد یا حسین یا حسین

مردم بی گناه را می زدند  و می کشند و با فریاد یا زهرا به دخترانمان تجاوز می کنند

آیا باز هم عاشورایی به پا می کردند؟

لینک به بالاترین

http://balatarin.com/permlink/2009/9/14/1755462

 

والا از شما چه پنهون دم اذون نشسته بودیم سر سفره افطار که چشممون افتاد به صفحه نا میمون تلویزیون و  شبکه 3 سیمای نه جمهوری نه اسلامی ایران.                                                                                                                   

با چیزی که دیدم اول گمون کردم دارم برنامه شب خیز جون رو میبینم آخه داشت تبلیغ کمربند لاغری ویبر….. رو میکرد. با تعجب وقتی آرم شبکه رو دیدم باورم شد که نه انگار شبکه 3 ایران هست.

واقعا شگفت زده شدم.این ها همون هایی هستند که می گفتند اگر ما تبلیغ کم میگیریم واسه این هست که هر تبلیغی رو نمیگیریم و در انتخاب تبلیغ بسیار حساس هستیم و دلیل افت درامدهای صدا و سیما هم همین حساسیت هاست.

اما بنده دیدم این اقایون از روی بد بختی رو به کمر بند لاغری هم آوردن.حالا باور کردم این جریانات کمر صدا و سیما رو شکسته.

اگر چند روز دیگه دیدین یک اقای پشمالو تبلیغ کرم مو بر میکنه اصلا تعجب نکنید

لینک بالااترین

http://balatarin.com/permlink/2009/9/10/1749287

کشور من کشور گل و بلبل  کشور هنر های جاوید.

کشور من کشور تمدن وتاریخ  کشور هزاره های تو در تو.

سرمین مادری, سرزمین حافظ و سعدی .سرزمین افسانه های ماندگار .

                                                

آهای ایهالناس این چیز هایی که من بالا نوشتم جفنگی بیش نبود. رسما اعلام میکنم که گلواژه بود.

بابا بی خیال شید  فرهنگمون کجا بود تاریخمون کیلویی چنده؟؟

الا یا ایهالساقی ادر کاسا و ناولها           به هشیاری و یبداری, چه آسان میکنند مارا

خدا وکیل اگر این پیشینه تاریخی رو نداشتم احتمالا تاحالا از ناراحتی دق کرده بودم آخه هرجا که نگاه میکنم آبرویی برای ایران و ایرانی نمونده.

حالا من نمیدونم همش تقصیر خودمونه یا  کارشکنی های انیران.اما این نکته هم قابل تامل هست که کار از پای و بست ویرانست یعنی ما خودمون هم داریم بد میکنیم.

حالا قصد از این در پراکنی ها این بود که دیشب سری به سایت http://news.xinhuanet.com زدیم و نظارگر شدیم

عکسهای منتخب 2007 رو (البته از منظر AFP) در کل 14 عکس بود که اکثرشون در آسیا اتفاق افتاده و جالبناک ترینشون همون عکس اول در رابطه با جنگ عراق بود.

اما نکته اصلی قرار گرفتن 2 عکس با موضوع ایران بود که جلب توجه میکرد(کاش نمیکرد)

هر دو عکس صحنه های اعدام درملا عام رو نشون میداد. خیلی ناراحت شدم.واقعا باید به ما جایزه بدن.من فکر میکنم ما از لحاظ گند زدن به آبروی خودمون در میان تمام کشورهای جهان مقام اول رو داریم.یعنی اصولا دولتمردان ما کمر همت بستند تا ابروی ما رو هرچه زودتر ببرند. قهوه ای شدیم به خدا.

البته نباید از شیطنت این اجانب هم به راحتی عبور کرد. اونها هم فقط به دنبال نقطه ضعف هستند و اینها همه  جنگ تبلیغات هست که ما هم بسیار ناشیانه در این جنگ برای همیشه مغلوبیم.

من موندم که در عربستان هم اعدام میکنند زیاد هم میکنند پس چرا فقط ماهستیم که بی آبرو میشیم؟

اصلا قصد من رد یا قبول حکم اعدام نیست.لطفا باز زود قضاوت نکنید.با جنایتکار باید برخورد کرد.اما آیا دلیلی داره  خودمون رو در جهان وحشی نشون بدیم؟ ایا نیازی هست در حالی که چشم جهان به ماست و همه منتظر هستن تا ما با بمب اتممون یک جایی رو بفرستیم رو هوا  خودمون رو دیوانه های خطرناکی نشون بدیم؟

اگه صدای من به جایی میرسه خواهش میکنم کمی فکر کنید عالیجنابان رنگارنگ.

دلم میسوزه برای خودم برای کشورم برای تمدنم که انقدر آسون بر باد فنا بره و دیگران ما رو وحشی ببینند.

سایت به همراه تصاویر.مشاهده بفرمایید

http://news.xinhuanet.com/english/2007-12/06/content_7209538.htm

بفرستید برود بالاتر

https://balatarin.com/permlink/2007/12/10/1189236

دیشب یکی از گندترین شبهای زندگیم بود.

دلم خوش بود  شب جمعه است و  میتونم کلی خوش باشم.برنامه استخر رو ردیف کردم و با یکی از دوستان رفتیم استخر.

همه چیز خوب بود تا موقع برگشت به منزل که حدود ساعت 11 شب بود تو حال خودم بودم و پشت فرمون به لحظه رسیدن و یک دوش آب گرم فکر میکردم اما ناگهان یک اتفاق همه تصورات و افکار زیبام رو به لجن کشید.

یک موتور سوار از فرعی با اصلی با سرعت واقعا وحشتناکی سر راهم سبز شد.در یک لحظه فرمون رو دادم چپ تا فرار کنم اما بی فایده  بود موتور با شدت زیاد با بین دو در چپ برخورد کرد و راکبش به گوشه ای پرت شد.

داشتم میمردم  لحظه ای که تو آینه دیدم یارو از رو زمین پاشد و دیدم زندس خیالم راحت شد.ماشین داغون شد.در جلو و در عقب و البته رکاب از بین رفت و کلی خرج……بعد از کلی شلوغ بازی و معطلی که افسر اومد موتور سوار رو مقصر دونست و فرمود که تشریف ببرید کلانتری 12 تا تشکیل پرونده بدین و ماشین رو برین پارکینگ.

آآآآآآآآآخ دلم کباب ده به خدا.یعنی باورتون نمیشه چقدر امشب ضد حال بود.حالا قصد نداشتم امشب ناله نویسی کنم بلکه اتفاقی در کلانتری افتاد که من رو در حالی که از شدت عصبانیت خون جلو چشمام رو گرفته بود به خنده انداخت.

در زیر ملاحظه میکنید جریان امشب من در کلانتری رو که تا ساعت 1:30 بامداد به طول انجامید 

تو کلانتری نشسته بودم که پسرکی 19 ساله وارد شد. سر و وضع ژولیده ای داشت و اور کت سربازی رنگ  و رو رفته ای به تن داشت.یک رات رفت سراغ  درجه داری که مشغول نوشتن شرح تصادف بنده بود

 پسرک :سلام آقا اومدم گزارش بدم.

افسر:گزارش چی؟

پسرک: گزارش مصرف تریاک  , توی یک خونه  دارن تریاک میکشن!

افسر:ای بابا الان دیگه همه تریاک میکشن این گزارش داره !! حالا بگو ببینم تو توی اون خونه چی کار میکردی؟

پسرک:خوب خونه خودمونه آقا.

افسر: کی تو خونتون تریاک میکشه؟

 پسرک: اقا داداشمه.برادر بزرگم.

افسر :حالا  چیشد که اومدی گزارش بدی؟ ( لابد انتظار داشت پسر بگه احساس مسیولت کردم)

پسرک: اخه داداشم موقع تریاک کشیدن چراغ رو روشن میزاره,  نمیتونم بخوابم.

 باورتون نمیشه و اطمینان دارم نمیتونید قیافه افسر نگهبان رو تجسم کنید.من که نزدیک  بودشاخ دربیارم از تعجب. اسفر خندش گرفته بود. لابد برای سادگی این بچه و البته بد بختی و فلاکتش.چون احتمالا خونشون فقط یک اتاق داشت و ……

https://balatarin.com/permlink/2007/11/30/1183086

خدایا واقعا  در عجبم.

ما در چه سالی زندگی میکنیم؟ اینجا کجاست؟

ما ایرانی هستیم؟
تورو خدا خجالت بکشید.واقعا آبروی انسانیت رو بردین.بربر ها هم انقدر وحشی نبودن که شماها هستید.

نمیدونم  تصاویر مبارزه با این اراذل رو دیدین یا نه! به خدا نمیدونم چی بگم.به علی قسم موندم که در توصیف این تصاویر چی بگم.

لینک کامل تصاویر این هست خودتون ببینید

                                      http://www.autnews.info/archives/1386,09,0006144

همه عکسها دردناک بود اما این چندتا عکس که در پایین میزارم واقعا وحشتناکن.

                                                    

آهای تویی که پا روی سینه این بد بخت گزاشتی خیلی غرور داره آره؟

خیلی احساس قدرت میکنی؟ خدا خیرت بده . فشار بده آره هنوز جون داره .میبینی که تازه سرخ شده هنوز مونده تا کبود بشه و جون بده. اجرت با حسین

از چشمای معصوم این بچه حیا نکردین؟ ببینم با کفش اومدین رو قالیهای مردم نگفتین شاید نماز خونن؟ای آقا نماز چیه! همشون وحشی اند فقط شما نمایندگان خدا پاکید و مقدس.

چقدر دلم گرفته برای این همه ترس و دلهره این دختر بچه.با اون دمپایی های صورتیش قربون اون انگشتای کوچیکت.

حاج آقا اجرت با حضرت علی اصغر

دستتوت بشکنه. این زن بدبخت کم از شوهر بی همه چیزش کشیده حالا از سربازان گمنام اقا امام زمانتون هم باید بکشه؟

اه لعنت به شما ها.

لعنت به همتون. حالم  رو به هم میزنید. آخه بی شرفا مگه شماایرانی نیستید؟

همتون لایق به درک رفتنید.لعنت به همتون. از عصبانیت میخوام  خودم رو بکشم.میخوام جر بدم…..

ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

https://balatarin.com/permlink/2007/11/28/1181910

جاسوس بازی

نوامبر 13, 2007

درود.

                                                                  

عکسی که دربالا مشاهده میکنید  بیلبوردی هست که در یکی از چهار راه های بزرگ شهر ما نصب کردند.

عکس شاید خیلی زیاد شفاف نباشه چون من با موبایل  از فاصله دور و در حال رانندگی گرفتم.

واقعا جای تاسف داره. کم وزارت اطلاعات ما قوی بود , کم مردم ما یاد گرفته بودند که در کار هم سرک بکشند و برای هم بزنند حالا کار به جایی رسیده که به طور رسمی از مردم میخوان که برای هم جاسوسی بکنند.

لابد برادر من باید زنگ بزنه من رو معرفی کنه که وبلاگ دارم. منم پیرمرد همسایه رو لو بدم که دیشب اومد دیش ماهوارش رو چرخوند سمت ترکیه. نمیدونم چی بگم والا .ولی خجالت داره.بخدا آبروی دین رو بردند این  مقدس نماهای همه جایی.

به شدت در این روزها دلم گرفته و هوای سفر کردم.کم کم دارم صادق هدایت رو درک میکنم.

برای دیدن بهتر عکس در اندازه واقعی روش کلیک کنید.

لینک مطلب در بالاترین

https://balatarin.com/permlink/2007/11/13/1172611